مؤلف مجهول
505
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
چو كم خوردن طبيعت شد كسى را * گه سختى پيش آيد سهل گيرد و گر تنپرور است اندر فراخى * چو تنگى بيند از سختى بميرد اى درويش ! از افلاس ظاهرى اگر قناعت دارى منال ، كه غنا دارى . اگر غناء ظاهرى دارى بىقناعت از غناء خود مناز كه مفلسى ، زيراكه از گنج لا يفنى محرومى و به گنج فانى مغرور ، هرچند كه نزد تو وجود نداشته باشد . چگونه بود كه سالى و ماهى و هفته ( اى ) يكبار به خاطرت نرسد كه اين همه مال كه مراست به كجا صرف كنم ؟ به هر نوعى كه باشد مخل در مقصود است و سبب بعد از منزل . اى درويش ! قناعت طلب كن و قناعت ورز ، و قناعت را شعار خود كن ، و قناعت موصل به مقصود است و مفضى به مطلوب : اگر خواهى كه باشى تا سلامت * قناعت كن ، قناعت كن ، قناعت الهى ! به حرمت پاكى و منزهى خود جميع طالبان باب الله را به بلاى لقمهء حرام و غذاى فراوان و پرى معده مبتلا مگردان ! و به همان نوع كه پاك و معصوم آورده ( اى ) همان نوع بازگردان ، بكرمك يا غفران ! سهر ، يعنى بىخوابى . بدانكه بىخوابى صفت حق است سبحانه ، كه غير او را اين صفت بر وجه كمال متصور نيست . هركه خواهد كه حق را يابد و به كمال برسد بىخوابى كشد ، كه در بىخوابى نتايج بىقياس است ، و اجل نتايج حصول مقصود است و وصول به مطلوب . به هوش باش كه اكثر اولياء الله به اين صفت بودهاند ، و مداومت نمودهاند و به حق پيوستهاند . و بسيارى از مردم به سبب بيدارى به مقصود دنيوى خود رسيدهاند ، و بركت در روزگار خود ديدهاند ، و رفاهيت در خاندان خود يافتهاند . بدانكه اين دولت عظيم از هزاران هزار يكى را ميسر گردد ، كه خواب لذيذ بر خود حرام گرداند ، و تلذذ نفسانى را دور سازد ، و پاى به گردن شيطان و نفس بنهد . شنيده باشى كه عبد الله ابن عبد المطلب ابن هاشم ابن عبد مناف پدر حضرت نبى صلى الله عليه و سلم بااينكه به شرف اسلام مشرف نشده بود ، چون به صفت سهر متصف بود و اكثر شبها را به بيدارى مىگذرانيد ، ازين سبب محل وديعت نور محمدى و مبدأ ظهور وجود شريف آن حضرت صلى الله عليه و سلم گشت ، كه دنيا و آخرت طفيل اوست . اگر اين صفت در وى نبودى به اين دولت عظيم مشرف نشدى ، و اين دولت او را روى ننمودى .